حكيم ابوالقاسم فردوسى
291
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
نزديكى آب و بدور از هر شهرى بود و اكنون آن را هنگ افراسياب « 1 » مىخوانند . افراسياب كه از كردهء خويش پشيمان گشته بود ، چندى با دل پر خون در آن هنگ بود . چو خونريز گردد دل سرفراز * به تخت كئى بر نماند دراز چنان شهريارى خداوند تخت * جهاندار نيك اختر نيك بخت چو خونريز شد دشمن آمد پديد * خنك شاه كو خون شاهان نديد در آن روزگار مرد نيك يزدان پرست و با فرّ و برز كيانى از نژاد فريدون بود كه در هر كارى با شاه كمر بسته بود . نام آن مرد پر هنر هوم « 2 » بود كه از بر و بوم و مردم و شادى دور گشته و پرستشگاهى در كوه داشت . در آن كوه بلند ، بدور از مردم ، شكافى بود كه آن هوم پشمينه پوش آن را پرستشگاه خود ساخته بود . در آن هنگام ناگهان هوم كه به آن شكاف نزديك گشته بود ، نالهاى از درون آن بشنيد كه مىگفت : اى شاه ، اى خردمند ، اى مهتر نامور ، اى بزرگ و اى داور داوران ، اى كه همهء ترك و چين به زير فرمان تو بود و پيمانت به هرجا رسيده بود اكنون دهارى بهرهء تو گشته است . كجا شد آن سر تاج دار و مردان جنگاورت ؟ كجا شد آن همه زور و مردانگى و دليرى و نيرو و فرزانگيت ؟ كجا شد آن بزرگى و تخت و تاجت ؟ كجا شد آن سرزمين و آن همه سپاهيانت ؟ كه اكنون به اين دهار تنگ و اين باروى سنگى گريختهاى ؟ چون هوم اين ناله را به زبان تركى بشنيد ، پرستش را رها كرد و گفت : اين نالهء به هنگام
--> ( 1 ) - هنگ مبدل هنك و در اوستا Hankana مىباشد كه به معناى چيز كنده شده است . مؤلف برهان قاطع ، آن را به معناى غار و شكاف كوه آورده است . ماده هنگ . ليك معين در حواشىاى كه بر همان نوشته است ، معتقد است كه هنگ نام قصر آهنين زير زمينى افراسياب بوده كه در شاهنامه به نام غار تبديل يافته است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده دژآهنگ افراسياب . طبرى مكان مخفى شدن افراسياب را در بركهاى به نام چاه خاسف در آذربايجان دانسته است . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 431 . بلعمى نيز آن را مرغزار دانسته است . تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 616 . ( 2 ) - هرن اين كلمه را در فارسى Hn ضبط كرده و هوبشمان به صورت Hn آورده است . در سانسكريت soma ، در اوستا هَئومَه Haoma و در پهلوى Hm مىباشد . هوم نام گياه مقدسى در نزد مزديسنان است و در اينجا به عنوان نام يك زاهد آمده است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده هوم ، حواشى معين .